+ - x
 » از همین شاعر
1 کم کمکی
2 بیا که قصه کنیم
3 هنوز قامت مستت روان زیباییست
4 سریال انتقام
5 آذرخش خیال
6 شه بیت
7 خروش خاک خراسان
8 نوازش
9 راگ گریه
10 به خدا وقتی تو رفتی

 » بیشتر بخوانید...
 با دل آسوده از تشویش آب و نان برآ
 سی و دوم
 اول نظر ار چه سرسری بود
 چو عشقش برآرد سر از بی قراری
 صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد
 وصال او ز عمر جاودان به
 آن قصر که جمشید در او جام گرفت
 چند روی بی خبر آخر بنگر به بام
 لعل بدخشان
 افسوس که زندگی دمی بود و غمی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زده ز قلب من آتش زبانه کم کمکی
گرفته عشق تو ما را نشانه کم کمکی
بهار خانه در اندام شاخه ها کرده
فضای باغ شده پر ترانه کم کمکی
غبار یاد تو ابر دلم شود در روز
که می چکند ز چشمم شبانه کم کمکی
سفر ز مامن آسایشم کجا که نبرد
کنون به شهر دل است آب و دانه کم کمکی
در انجماد لجاجت زبان من یخ بست
طلوع نام تو دارد بهانه کم کمکی
پس از محبت من در جهان چه می ماند؟
دو قطره اشک به یاد زمانه کم کمکی
انتظار آهنگش هم باشید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *