+ - x
 » از همین شاعر
1 ولی اینگونه نی
2 حرم دام
3 دو توته سروده
4 هنوز قامت مستت روان زیباییست
5 کم کمکی
6 بیا که قصه کنیم
7 خزان دوباره نرفت
8 خطوط سرنوشت
9 آه
10 حجلۀ زمین

 » بیشتر بخوانید...
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 صوفی چرا هشیار شد، ساقی چرا بی کار شد
 طوطی جان مست من از شکری چه می شود
 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
 گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده ست
 بگردان ساقی مه روی جام
 خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
 بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
 بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز
مانده سرد آغوش سرما خورده در جایم هنوز
با تو ام اما خمار بوسه می آزاردم
حسرتی سرخی نهفته زیر لب هایم هنوز
با منی و در هوای دیگری پر می زنی
خواب پرواز است در آبی دنیایم هنوز
در کنار چشمه هایت تشنه ام می پروری
قطره ات موج است در آزار صحرایم هنوز
نیستم شاید من آن مردی که تو می خواهی اش
بی نم مهر است حلقوم تمنایم هنوز
در کنارت هم میان ما و تو صد فاصله ست
شوق منزل می تید در حسرت پایم هنوز
می روم آخر در آغوشی که دنیایش منم
با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *