+ - x
 » از همین شاعر
1 رسول فجر
2 یک کمی
3 مشاعره
4 زندگی
5 اجاق سرد انزوا
6 نازنینم ! مهربانم خوب می دانم
7 تصویر گلابی حیا
8 اشتباه باور
9 خانه - مرد
10 آه دریا دریا!

 » بیشتر بخوانید...
 گر، دمی ، بوس کفت گردد میسر تیغ را
 بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 چاقوی كُند! درك نكردی كمی مرا
 چشم تو ناز می کند، ناز جهان تُرا رسد
 من و من
 برخیز و مخور غم جهان گذران
 هله هُشدار که در شهر دو سه طرّارند
 خاطره ها
 بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز
مانده سرد آغوش سرما خورده در جایم هنوز
با تو ام اما خمار بوسه می آزاردم
حسرتی سرخی نهفته زیر لب هایم هنوز
با منی و در هوای دیگری پر می زنی
خواب پرواز است در آبی دنیایم هنوز
در کنار چشمه هایت تشنه ام می پروری
قطره ات موج است در آزار صحرایم هنوز
نیستم شاید من آن مردی که تو می خواهی اش
بی نم مهر است حلقوم تمنایم هنوز
در کنارت هم میان ما و تو صد فاصله ست
شوق منزل می تید در حسرت پایم هنوز
می روم آخر در آغوشی که دنیایش منم
با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *