+ - x
 » از همین شاعر
1 میلاد من
2 نماد ترازو
3 تزویر
4 آه دریا دریا!
5 خزان دوباره نرفت
6 قلب آرزو
7 کم کمکی
8 آزادی
9 تصویر گلابی حیا
10 پرچو شدم

 » بیشتر بخوانید...
 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
 چرا
 بت بی نقش و نگارم جز تو یار ندارم
 خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
 پرده بگردان و بزن ساز نو
 شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
 پاس و لحاظ و مردمی مردمان نماند
 در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 ز آهم مجویید تأثیر را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو خدا حافظ
خدا نگهدارت
سفر به سمت سعادت ترا مبارک باد
و من غریب تر از خود درین غریبه سرا
به غیر سایهء خود
کسی نمی بینم
برو خدا حافظ
در ازدحام سکوت
کنار جادهء عمر
همیشه تک رو خلوتسرای خویشتنم
نصیب اگر اینست
من از ستارهء خوشبخت آسمان امید
دو دست دیدهء پر انتظار را شستم
همیشه تنهایی
همیشه تنهایم
برو خدا حافظ
در انتهای سفر
اگر زیارت سلطان عشق می رفتی
مرا دعا بکنی
که دست هیچ کسی از برای من هرگز
دعا نخواهد کرد
به غیر مادرکم
برو خدا حافظ
مرا به خلوت بی هیچ همسفر بگذار
در ازدحام سکوت
فقط صدای نگاه غمین و تلخت را
به دست فرصت باقی عمر من بگذار
به یادگار و برو
برو خدا حافظ
همیشه پنجهء بغضم
چرا همیشه گریبان درد هم باشم
و سینه را بدرم
و با تبسم تلخ
همیشه گریهء پنهان خویش را بخورم
نصیب اگر اینست
چه تلخ جاویدم
و یا حکایت تکرار تلخ فرهادم
مرا به تیشهء آگاهی سفر بگذار
شیرین زنده گی ام
خدا نگهدارت
برو خدا حافظ
خدا ز وسعت جغرافیای غصهء من
همیشه آگاه است
و از کجا معلوم
که لطف حضرت حق
مکان شامخ قلب پر از صفای مرا
در انتهای سفر، منزل تو گرداند.
چه خواب می بینم
منی که حصهء من غصه است و تنهاییست
چه خواب می بینم.
برو که تنهایم
همیشه تنهایم
همیشه تنهایم
تو هم مرا بگذار
برو
خدا یارت
برو
خدا حافظ ...


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *