+ - x
 » از همین شاعر
1 سریال انتقام
2 خزان دوباره نرفت
3 هندسۀ هجر
4 نازنینم ! مهربانم خوب می دانم
5 بیا که قصه کنیم
6 به حریم جان بیایی که ترن ترن ترانی
7 آنکه خوابم را ورق می زد
8 اشتباه باور
9 هنوز قامت مستت روان زیباییست
10 امروز که بی حساب کردم گریه

 » بیشتر بخوانید...
 یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
 چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
 یا من بنا قصر الکمال مشیدا
 جان حیوان که ندیده است بجز کاه و عطن
 عیشم مدام است از لعل دلخواه
 المنه لله که ز پیکار رهیدیم
 اسرار خداوند است، نجيدنش آسان نيست
 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
 ناله ای در سکوت
 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیا لبخند خود را پل بسازیم
لبان غنچه ات را گل بسازیم
زمانه بلبلان را زاغ گوید
بیا از زاغ ها بلبل بسازیم
*
*
طنین آرزو را گوش کن جان!
صدای عقده را خاموش کن جان!
ز لطف ( دوستت دارم ) بیاغاز
محبت را تبسم پوش کن جان!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *