+ - x
 » از همین شاعر
1 تصنیف مادر
2 خانه - مرد
3 خروش خاک خراسان
4 تصویر بغض
5 هنوز قامت مستت روان زیباییست
6 قلزم تلاوت
7 چکامه های آزادی
8 بیهوده ها
9 تو بیا
10 من و تو

 » بیشتر بخوانید...
 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
 مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
 آه چه بی رنگ و بی نشان که منم
 رقص صوفی دل از نغمهء پنهان منست
 تصویرها
 به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
 ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
 یک کوچه ی باران زده...
 ساقیا شد عقل ها هم خانه دیوانگی
 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هله نوروز آمد، هله نوروز آمد
جشن جمشیدی ما شاد و گل افروز آمد
*
در روز نو زمین، زمان می خندد
گل گل همگی دهان دهان می خندد
یک لحظه اگر به خنده لب باز کنی
همراه تو نبض آسمان می خندد
*
جشن سمنک شیره ی مهر آیین است
در سفره ی تان سعادت هفت سین است
کنگینه ی دل را به من تشنه بیار
انگور محبت چقدر شیرین است
*
آیینه و شمع و شربت نوروزی
دیدار و گل افشانی و کالا دوزی
گر چشمه ی چشم تشنه ی من نشوی
در آتش آه عاشقت می سوزی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *