+ - x
 » از همین شاعر
1 تصویر گلابی حیا
2 پرچو شدم
3 قامت غزل
4 ولی اینگونه نی
5 کابل
6 ویلن نواز ناز
7 بوی حسرت
8 در خنده های آیینه من گریه می کنم
9 خانه - مرد
10 میلاد من

 » بیشتر بخوانید...
 دلم را ناله سرنای باید
 طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
 تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری
 تا دل مسکین من در کار تست
 ماسک
 اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی
 چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
 ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا نگاهت را ترانه می سرودم
عاشقانه عاشقانه می سرودم
در حضور صبح لبخندت همیشه
روشنی را صادقانه می سرودم
از طلسم عطر مویت می گرفتم
شام خود را شاعرانه می سرودم
لطف شرم دیده هایت می ربودم
سادگی را بی کرانه می سرودم
روی تندیس حیا شرم و عرق را
قطره قطره دانه دانه می سرودم
ای که بعد از تو زمین را، زندگی را
بی تبسم بی بهانه می سرودم
لهجه ی مغموم باران می شنیدم
آسمان را غمگنانه می سرودم
خالیی جای تو مانده بی ترنم
یاد سبزت را ترانه می سرودم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *