+ - x
 » از همین شاعر
1 زیر پیراهنت جای من است
2 وطن
3 گهواره
4 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
5 باغهای معلق بابل
6 فتح خواهم کرد آن قلب جوان را روزی
7 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
8 از بوی گلهای قالی
9 برای نتوانستن
10 پنجره ات را ببند

 » بیشتر بخوانید...
 حدی نداری در خوش لقایی
 گله از سختی ایام بگذار
 آیینه بر خاک زد صنع یکتا
 بر آستانه اسرار آسمان نرسد
 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
 تیمسار
 تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
 مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
 تو خدای خویی تو صفات هویی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

پیش از شیوع چشم تو اینجا اجل نبود
مردن كه این قدر به خدا محتمل نبود
از دست چشم های تو خون است این جگر
دنیا كه سال پیش چنین مبتذل نبود
گشتم تمام شهر و دیار غریب را
بسیار چشم بود ولیكن عسل نبود
تا نام تو به شعر من آمیخت در وطن
مشهور تر ز چشم تو ضرب المثل نبود
یك عمر در حوالی چشمم قدم زدی
قدر سلام جرات عكس العمل نبود
با هم درون كلبه ی از عشق ..زیستن
شاید نصیب ما و شما از ازل نبود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *