+ - x
 » از همین شاعر
1 زیبا رویان شوی ندارند
2 ایستاده ام که رهگذری عاشقم کند
3 جنگل
4 از بوی گلهای قالی
5 شهری گم شده است
6 ترانه ی زنان زیبا روی
7 هشدار و اسکلیت
8 سر بزن
9 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
10 سارا بس است از همه گلهای این جهان

 » بیشتر بخوانید...
 مست مستم لیک مستی دیگرم
 ای امتان باطل بر نان زنید بر نان
 تشنه در خون خود اين مرحلهء مشکل نيست
 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
 آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست
 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 باران شرر ز ابر بصر لرزد و ريزد
 ای که بودی چند روزی خوبرو، مويت چه شد؟
 هجدهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
که میان تو و رویای تو هم فاصله هاست

سخت این خانه ترک خورده دگر باره عزیز
کوچ از فرد گذشته خبر از عایله هاست

نشوم من اگر آواره که آواره شود
تا که غمخواری ما سهم دل باطله هاست

کاروانی سده ها دور خودش چرخیده
بار خوشبختی ما بر سر این قافله هاست

بس کن افسانه ی این خوشه ی گندم شاعر
مزرعم را که ملخ زد، چه دم از سنبله هاست

شعرما گر گپ و افسانه ی سر گردانی است
نه از آن سلسله ی مو که از این سلسله هاست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *