+ - x
 » از همین شاعر
1 در سرزمین های دیگر
2 همسایه
3 از کفم خوب ترین هدیه ی دنیا برده
4 صدای مرا می شنوی؟
5 نشسته ای سر سنگی
6 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
7 آوازش را تکانده بود
8  چهار رباعی
9 بر فراز بلند ترین کوه رفتم
10 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار

 » بیشتر بخوانید...
 صبح است ز خرمی جهان می خندد
 چیدمان دانه ها
 همسایه
 نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم
 دو نیمه سیب
 مولانا مولانا اغنانا اغنانا
 کفن در زندگی در سر کشيدن کار رندانست
 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
 چون خانه روی ز خانه ما
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

بر شانه ی کوه چادر سبزه ی تر

روییده لب نگار بر کوه و کمر

امسال به شکل فر و دین آمده است

از دره و از تپه و از کوتل و جر

===

در دامنه ی بهار خوش میرقصی

سر آمده انتظار خوش میرقصی

یار تو رسیده تا سر کوتل سبز

درچشم انداز یار خوش میرقصی

===

بگذار همان قیتک مویت باشم

یا شال به دور و بر رویت باشم

تو دریا باشی من هزاران چشمه

از هرسنگی روان به سویت باشم

===

از کوچه رسد شرنگ چوری هایت

از سینه من رسد صدای پایت

پامیر شدم تا که خواننده شدی

پیچیده به کوه و کمرم آوایت

===

بگذار بهار تا نگاهت برسد

سبزینه پار تا نگاهت برسد

نی با می سرخ رنگ با لب هایم

از بوسه خمار تا نگاهت برسد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *