+ - x
 » از همین شاعر
1 زن زیبا است
2 ترانه ی زنان زیبا روی
3 بر فراز بلند ترین کوه رفتم
4 پیرهن . ته می نشیند در تنت
5 سارا بس است از همه گلهای این جهان
6 بیا و نعره بزن
7 دسمال تره آب به دستم داده
8 ههههههههه
9 رنگ امید
10 در سرزمین های دیگر

 » بیشتر بخوانید...
 مجوی شادی چون در غمست میل نگار
 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
 پلان ها و فلان ها
 غزل بی ناموس
 سبکتری تو از آن دم که می رسد ز صبا
 گه از موی میان شهرت دهد نازک خیالی را
 صبر با عشق بس نمی آید
 یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
 به پور خویش دین و دانشموز
 خروشان ترا تا می برد آب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از بوی گلهای قالی

مست مرگم.

از آب و نان به تصویری اکتفا کردم

از زندگی به شعری

که ترا تمام قد در چشم اندازم می داشت.

در شعرم از شیرین و لیلا تا نیلوفرو شهلا

آب تنی کرده اند،

زندگی تنها تماشا بود

در کنار همین رود.

وگرنه از بوی گلهای قالی

مست مرگ

در خیابان ها

بادسر انجام

دکمه های پیراهنم را می ریخت.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *