+ - x
 » از همین شاعر
1  چشمه
2 دهانم را هرکه بوسیده است، از قدمت نام تو حیرت کرده است
3 باغهای معلق بابل
4 بر فراز بلند ترین کوه رفتم
5 پنجره ات را ببند
6 هشدار و اسکلیت
7 یک کوچه ی باران زده...
8 چارچوب دروازه
9 سارا بس است از همه گلهای این جهان
10 بهار

 » بیشتر بخوانید...
 پیرهن یوسف و بو می رسد
 من نیت آن کردم تا باشم سودایی
 جای دگر بوده ای زانک تهی روده ای
 پرسید کسی که ره کدامست
 من اگر پرغم اگر خندانم
 در خواب بدم مرا خردمندی گفت
 هرگز نشد که فلسفه ها راحتم کنند
 بنمود وفا از این جا
 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
 ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

در چشمانت

این دیوانه کدام دریاست

که مردم

حتا از حاشیه هایم کوچیدند

زیر آب خواهم شد

زیرآب خواهم شد

با تمام بنا های عظیم

با سطوح مرتفعم

در چشمانت

این دیوانه کدام دریاست.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *