+ - x
 » از همین شاعر
1 چارچوب دروازه
2 یک کوچه ی باران زده...
3 در چشمانت
4 ههههههههه
5 گهواره
6 اینک از شانه هایم
7 آوازش را تکانده بود
8 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
9 در سرزمین های دیگر
10 نیل را بگو...

 » بیشتر بخوانید...
 آن مه که هست گردون گردان و بی قرارش
 خانه سرخ است
 دوستت میدارم ای زخم زرد!
 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
 بناز گاهی می نگاری در اشتياقم وفا شعار ا
 تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم
 گفتم كه گرد خود خط قرمز كنم،نشد
 شکوه نا امیدی
 زنهار مرا مگو که پیرم
 به شهبازان قربش آشيان بی آشيانی ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آوازش را تکانده بود

از خرده های کینه ی دیروز

کوه به کوه

به دنبال گنجشک ها آمده بود

من هم برگشته بودم سنبله ی سرشاری درکف

در بامدادی وسیع یک خیل گنجشک فرود آمدند در دستهایم

پراندم کلاغها ی نشسته بر طناب زبان را

دستم را درازکردم باوزن گنجشک هایش

دستش را درازکرد برای گنجشک هایش

چند کلاغ مانده از شب پیش

از بامداد می گریختند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *