+ - x
 » از همین شاعر
1 گلوی قلمم
2 بخوان شعرم
3 من و یک گوشه تنهایی
4 روز پایان جهان
5 مرا در سینه فریادیست
6 طرح یک خالق زن
7 همت کن
8 سرود کوهساران
9 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
10 به استاد سرآهنگ

 » بیشتر بخوانید...
 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
 بدشت غم دلم ماوا گرفته
 بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
 سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
 ندا آمد به جان از چرخ پروین
 تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
 انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است
 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
 راست و دروغ
 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قرن ما

قرن ما اندیشه ی دیروز و فردا نیست
قرن ما پندار امروز است

قرن ما دیروز زندان بود
آدمیان را

قرن ما امروز زندان است
پندار ایشان را

قرن ما خالیست فردا
همچنان خالیست زندانش
چون دگر گردی از آن پندار نیست

شاخهء خشک درخت آدمیت را
بر جوی خرد
راه نبود، ریشه نیز

قرن ما دیروز زندان بود
قرن ما امروز زندان است
قرن ما خالیست فردا
همچنان خالیست زندانش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *