+ - x
 » از همین شاعر
1 خیام اگر ز باده مستی خوش باش
2 چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
3 دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
4 این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
5 یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
6 گویند هر آن کسان که با پرهیزند
7 در گوش دلم گفت فلک پنهانی
8 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
9 ای کاش که جای آرمیدن بودی
10 زان پیش که بر سرت شبیخون آرند

 » بیشتر بخوانید...
 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
 جهنم در جزیره
 من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او
 ای درآورده جهانی را ز پای
 من تاجر شمایم و كالاى من وفاست
 در سرای مغان رفته بود و آب زده
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 از آمدن و رفتن ما سودی کو

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
پر کن قدحی بخور بمن ده دگری
زان پیشتر ای صنم که در رهگذری
خاک من و تو کوزه کند کوزه گری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *