+ - x
 » از همین شاعر
1 برخیز و بیا بتا برای دل ما
2 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
3 بر پشت من از زمانه تو میاید
4 از بودنی ایدوست چه داری تیمار
5 هر یک چندی یکی برآید که منم
6 بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
7 خیام اگر ز باده مستی خوش باش
8 آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
9 این کهنه رباط را که عالم نام است
10 هر ذره که در خاک زمینی بوده است

 » بیشتر بخوانید...
 بیا دل بر دل پردرد من نه
 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
 حال دل عاشق را پرس از من بدنامش
 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
 امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
 من و زندگی
 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
 صدایم کن
 رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
 با شعر، با شراب عجب گیر كرده ام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای دوست حقیقت شنواز من سخنی
با باده لعل باش و با سیم تنی
کانکس که جهان کرد فراغت دارد
از سبلت چون تویی و ریش چو منی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *