+ - x
 » از همین شاعر
1 برخیز و بیا بتا برای دل ما
2 امروز ترا دسترس فردا نیست
3 آن قصر که جمشید در او جام گرفت
4 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
5 بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
6 این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
7 ایدل چو زمانه می کند غمناکت
8 چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
9 چون بلبل مست راه در بستان یافت
10 گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

 » بیشتر بخوانید...
 شعری که زندگیست
 ای مونس و غمگسار عاشق
 مرا یارا چنین بی یار مگذار
 عجب العجایب توی در کیایی
 در همه عالم وفاداری کجاست
 صلح کل
 شکست
 تشنه در خون خود اين مرحلهء مشکل نيست
 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
 ای میرآب بگشا آن چشمه روان را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی گردد طی
می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم
غمهای جهان چو زهر و تریاقش م


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *