+ - x
 » از همین شاعر
1 در دایره سپهر ناپیدا غور
2 اکنون که گل سعادتت پربار است
3 در خواب بدم مرا خردمندی گفت
4 آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
5 بنگر به جهان چه طرح بر بستم، هیچ
6 عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
7 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
8 خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
9 ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
10 رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

 » بیشتر بخوانید...
 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
 امروز مرده بین که چه سان زنده می شود
 بس که می انگیخت آن مه شور و شر
 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
 کابل
 عار بادا جهانیان را عار
 فارغم گر گشت دل آواره ای
 دو چشم آهوانش شیرگیرست
 نی برای دین و نی از بهر دنیا سوختم
 هرکجا نسخه کنند آن خط ریحانی را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش میکوشی
باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانبها بدان نفروشی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *