+ - x
 » از همین شاعر
1 این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
2 یک قطره آب بود با دریا شد
3 مهتاب به نور دامن شب بشکافت
4 تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
5 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
6 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
7 پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
8 ای دل غم این جهان فرسوده مخور
9 در هر دشتی که لاله زاری بوده ست
10 من می نه ز بهر تنگدستی نخورم

 » بیشتر بخوانید...
 پیش از تو
 بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
 دیشب
 اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
 یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید
 چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
 سنگ شکاف می کند در هوس لقای تو
 بیا تا دی کنیم امروز فردای قیامت را
 ای دیده راست راست دیده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش میکوشی
باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانبها بدان نفروشی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *