+ - x
 » از همین شاعر
1 از هر چه بجر می است کوتاهی به
2 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
3 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
4 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
5 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
6 از آمدن بهار و از رفتن دی
7 از کوزه گری کوزه خریدم باری
8 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
9 ایدل تو به اسرار معما نرسی
10 ای دوست حقیقت شنواز من سخنی

 » بیشتر بخوانید...
 برداشت ما از سیاست
 شعر های مصطفا هزاره
 اتفاق
 تقصیر عشق بود
 تابکی گردم از آن دلبر خودکام جدا
 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
 ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
 گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
 سحرگه ره روی در سرزمینی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز تار امید عمر ما پودی کو
چندین سروپای نازنینان جهان
می سوزد و خاک می شود دودی کو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *