+ - x
 » از همین شاعر
1 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
2 گویند بهشت و حور و کوثر باشد
3 برخیزم و عزم باده ناب کنم
4 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
5 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
6 افسوس که نامه جوانی طی شد
7 آن لعل در آبگینه ساده بیار
8 چون عهده نمی شود کسی فردا را
9 یک روز ز بند عالم آزاد نیم
10 عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

 » بیشتر بخوانید...
 گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
 کل عقل بوصلکم مدهش
 چون عشق کند شکرفشانی
 رنگ آرزو
 کسی کو «لا اله» را در گره بست
 اگر اندیشه کند طرز نگاه او را
 خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
 نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
 دیگر تنها نیستم
 استخاره های انتخاباتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود بسنگ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
می باید و معشوق و به کام آسودن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *