+ - x
 » از همین شاعر
1 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
2 یک قطره آب بود با دریا شد
3 این قافله عمر عجب میگذرد
4 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
5 از کوزه گری کوزه خریدم باری
6 خورشید به گل نهفت می نتوانم
7 عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
8 هر ذره که در خاک زمینی بوده است
9 بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
10 قومی متفکرند اندر ره دین

 » بیشتر بخوانید...
 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
 ديدِ حق ديدن ديدار فقير
 ای دل بی قرار من راست بگو چه گوهری
 دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد
 دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
 بیا ای هموطن از هم شویم ما
 مرا با مصحف روی تو سوگند
 پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا
 ای آنکه از عزیزی در دیده جات کردند
 تنگنای زنده گی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *