+ - x
 » از همین شاعر
1 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
2 این اهل قبور خاک گشتند و غبار
3 این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
4 روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
5 رفتم که در این منزل بیداد بدن
6 آنانکه محیط فضل و آداب شدند
7 گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
8 جامی است که عقل آفرین میزندش
9 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
10 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

 » بیشتر بخوانید...
  چهار رباعی
 آزادگی
 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
 بگذر
 با یاد چشمهای تو
 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
 طوبی لمن آواه سر فاده
 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
 بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
 ایا یاری که در تو ناپدیدم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت بتو خود نیامدی از دگران


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *