+ - x
 » از همین شاعر
1 قومی متفکرند اندر ره دین
2 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
3 گاویست در آسمان و نامش پروین
4 ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
5 گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
6 چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
7 مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
8 چون بلبل مست راه در بستان یافت
9 می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
10 چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

 » بیشتر بخوانید...
 مده به دست فراقت دل مرا که نشاید
 گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
 میلاد
 بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا
 لعنت
 شعور سبز
 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
 چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 شوق غزل جوشی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای دیده اگر کور نئی گور ببین
وین عالم پر فتنه و پر شور ببین
شاهان و سران و سروران زیر گلند
روهای چو مه در دهن مور ببین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *