+ - x
 » از همین شاعر
1 بنگر به جهان چه طرح بر بستم، هیچ
2 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
3 بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
4 از آمدن و رفتن ما سودی کو
5 از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
6 در کارگه کوزه گری کردم رای
7 این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
8 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
9 ز آن می که حیات جاودانیست بخور
10 قومی متفکرند اندر ره دین

 » بیشتر بخوانید...
 در این سرما سر ما داری امروز
 حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
 ای سر مردان برگو برگو
 اغوا
 می خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
 آن کس که ز جان خود نترسد
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
 در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
 بخش چهارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

دشمن به غلط گفت من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو در این غم آشیان آمده ام
آخر کم از آنکه من بدانم که کیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *