+ - x
 » از همین شاعر
1 کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
2 چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
3 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
4 خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
5 در هر دشتی که لاله زاری بوده ست
6 خورشید به گل نهفت می نتوانم
7 تا راه قلندری نپویی نشود
8 این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
9 از تن چو برفت جان پاک من و تو
10 یاران موافق همه از دست شدند

 » بیشتر بخوانید...
 تعبیر بی خوابی
 زخاک درگهء ما يافت اعتبار فلک
 ملولان همه رفتند در خانه ببندید
 به این نابودمندی بودن آموز
 خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن
 آخر به لو ح آ ینهٔ اعتبار ما
 آن سفره بیار و در میان نه
 بوی باغ و گلستان آید همی
 در غم یار یار بایستی
 ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما
در کارگه کوزه گران کوزه شویم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *