+ - x
 » از همین شاعر
1 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
2 یک روز ز بند عالم آزاد نیم
3 بر پشت من از زمانه تو میاید
4 از آمدن و رفتن ما سودی کو
5 کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
6 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
7 این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
8 یک قطره آب بود با دریا شد
9 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
10 ای پیر خردمند پگه تر برخیز

 » بیشتر بخوانید...
 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
 آن به که مرا تمکین نکنی
 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
 کژزخمه مباش تا توانی
 دریایی
 اگر با تو نبودم
 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
 طفل یتیم
 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از جرم گل سیاه تا اوج زحل
کردم همه مشکلات کلی را حل
بگشادم بندهای مشکل به حیل
هر بند گشاده شد بجز بند اجل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *