+ - x
 » از همین شاعر
1 هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
2 افسوس که نامه جوانی طی شد
3 قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
4 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
5 در کارگه کوزه گری کردم رای
6 هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
7 وقت سحر است خیز ای مایه ناز
8 پیری دیدم به خانهٔ خماری
9 گرچه غم و رنج من درازی دارد
10 آن را که به صحرای علل تاخته اند

 » بیشتر بخوانید...
 اگر میشد که دود سوختن را گریه میکردم
 عمر بر اومید فردا می رود
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 قلزم تلاوت
 اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی
 دعای مادر
 آمد رمضان و عید با ماست
 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه ای
 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول ها فزون
 ای ستاره ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *