+ - x
 » از همین شاعر
1 می خوردن و شاد بودن آیین منست
2 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
3 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
4 چندان که نگاه می کنم هر سویی
5 خیام اگر ز باده مستی خوش باش
6 یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
7 اکنون که گل سعادتت پربار است
8 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
9 زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
10 از تن چو برفت جان پاک من و تو

 » بیشتر بخوانید...
 مرا اندر جگر بنشست خاری
 ماه کُشی
 بخش دوم
 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
 مشق دلی از قطره هويداست مگر
 فرضیه
 کهن پروردهء این خاکدانم
 چشمان تاریک
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین میزندش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *