+ - x
 » از همین شاعر
1 ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
2 برخیز و مخور غم جهان گذران
3 هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
4 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
5 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
6 فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
7 آنها که کهن شدند و اینها که نوند
8 در گوش دلم گفت فلک پنهانی
9 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
10 می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

 » بیشتر بخوانید...
 چند گهی فاتحه خوانت کنم
 مشق دلی از قطره هويداست مگر
 دلا چون واقف اسرار گشتی
 بسمل ناز
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
 تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
 می آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن
 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
 تو بشکن چنگ ما را ای معلا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
باغ طربت به سبزه آراسته گیر
و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم
بنشسته و بامداد برخاسته گیر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *