+ - x
 » از همین شاعر
1 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
2 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
3 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
4 این عقل که در ره سعادت پوید
5 یک جام شراب صد دل و دین ارزد
6 چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
7 عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
8 آن قصر که جمشید در او جام گرفت
9 از آمدن بهار و از رفتن دی
10 بر چشم تو عالم ارچه می آرایند

 » بیشتر بخوانید...
 افسوس که جان دارم و جانانه ندارم
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 دلهای گریخته
 ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
 امشب چه باعث است که خوابم نمی برد
 دلا رو رو همان خون شو که بودی
 ترا با خویش میبینم
 بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا
 عشق خامش طرفه تر یا نکته های چنگ چنگ

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *