+ - x
 » از همین شاعر
1 گاویست در آسمان و نامش پروین
2 گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
3 چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
4 خوش باش که پخته اند سودای تو دی
5 از جمله رفتگان این راه دراز
6 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
7 ای دیده اگر کور نئی گور ببین
8 دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
9 بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
10 ای کاش که جای آرمیدن بودی

 » بیشتر بخوانید...
 باغ من
 راز آفرینش
 هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را
 نو به نو هر روز باری می کشم
 چو بربندند ناگاهت زنخدان
 در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست
 مات خود را صنما مات مکن
 به شکرخنده اگر می ببرد جان رسدش
 جادوگر و جاسوس
 سی و هشتم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفته تر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *