+ - x
 » از همین شاعر
1 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
2 گاویست در آسمان و نامش پروین
3 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
4 ایدل تو به اسرار معما نرسی
5 می لعل مذابست و صراحی کان است
6 افسوس که نامه جوانی طی شد
7 یک قطره آب بود با دریا شد
8 زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
9 مرغی دیدم نشسته بر باره طوس
10 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی

 » بیشتر بخوانید...
 رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
 مجلس چو چراغ و تو چو آبی
 الیوم من الوصل نسیم و سعود
 سی ام
 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
 ذهن کوچه گشت
 برانید، برانید که تا باز نمانید
 صنما بیار باده بنشان خمار مستان
 اين عکس شوخ و شنگ قشنگ از نگار ماست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *