+ - x
 » از همین شاعر
1 برخیزم و عزم باده ناب کنم
2 ایدل چو زمانه می کند غمناکت
3 کم کن طمع از جهان و می زی خرسند
4 از هر چه بجر می است کوتاهی به
5 ای پیر خردمند پگه تر برخیز
6 گویند مرا که دوزخی باشد مست
7 تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
8 برخیز و بیا بتا برای دل ما
9 رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
10 خاکی که به زیر پای هر نادانی است

 » بیشتر بخوانید...
 رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش
 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
 اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
 گه چرخ زنان همچون فلکم
 خدایا مطربان را انگبین
 دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
 تو خود دانی که من بی تو عدم باشم عدم باشم
 ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

ahmad:

بسم ا...الرحمن الرحیم
منظور از قدح باده نقد حالات واحوالاتی است که در همین دنیا عارفان وسالکان کوی دوست با رب العالمین دارند. لِیْ مَعَ اللهِّ وَقْتٌ لَاَیَسَعُنِیْ فِیْهِ نَبِيٌ مُرْسَلٌ وَلَامَلَکٌ مُقَرَّبُ(مرا با حق محفل انسی است که هیچ نبی و مرسل و ملک مقرب را بدان راه نیست - حدیث منسوب به پیامبر اکرم).




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *