+ - x
 » از همین شاعر
1 تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
2 در کارگه کوزه گری کردم رای
3 گر آمدنم بخود بدی نامدمی
4 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
5 هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری
6 از کوزه گری کوزه خریدم باری
7 ای دوست حقیقت شنواز من سخنی
8 گاویست در آسمان و نامش پروین
9 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
10 می خوردن و گرد نیکوان گردیدن

 » بیشتر بخوانید...
 خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
 مستی ببینی رازدان می دانک باشد مست او
 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
 باور پاک
 هر که را ذوق دین پدید آید
 بیستم
 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
 سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
 مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
 رفتم که در این منزل بیداد بدن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گویند بهشت و حورعین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *