+ - x
 » از همین شاعر
1 می نوش که عمر جاودانی اینست
2 خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
3 ای کاش که جای آرمیدن بودی
4 چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
5 کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
6 رفتم که در این منزل بیداد بدن
7 برخیز و بیا بتا برای دل ما
8 اجرام که ساکنان این ایوانند
9 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
10 گر دست دهد ز مغز گندم نانی

 » بیشتر بخوانید...
 مست می عشق را حیا نی
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 ای بی تو حیات ها فسرده
 چند دویدم سوی افندی
 درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
 یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
 اینک از شانه هایم
 تصویر آرزوها
 مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
 پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هر سبزه که برکنار جوئی رسته است
گویی ز لب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا بخواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *