+ - x
 » از همین شاعر
1 در خواب بدم مرا خردمندی گفت
2 آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
3 هر راز که اندر دل دانا باشد
4 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
5 از آمدن و رفتن ما سودی کو
6 هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
7 از تن چو برفت جان پاک من و تو
8 هرگز دل من ز علم محروم نشد
9 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
10 هم دانه امید به خرمن ماند

 » بیشتر بخوانید...
 من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
 بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
 در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
 ای حیله هات شیرین تا کی مرا فریبی
 فرار
 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
 رو به روی تو زبانم بند می ماند عزیز!
 به شاه نهانی رسیدی که نوشت
 چهار بیتی ها بخش یکم
 حد البشیر بشاره یا جار

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین دین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *