+ - x
 » از همین شاعر
1 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
2 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
3 اکنون که گل سعادتت پربار است
4 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
5 از رنج کشیدن آدمی حر گردد
6 نیکی و بدی که در نهاد بشر است
7 گویند بهشت و حورعین خواهد بود
8 چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
9 وقت سحر است خیز ای مایه ناز
10 از بودنی ایدوست چه داری تیمار

 » بیشتر بخوانید...
 عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
 کوچ
 سونامی فریاد
 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
 می­روم... خرجی ندارم، یک دو بوسه دخترک
 مست می عشق را حیا نی
 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
 با دل گفتم چرا چنینی
 ترا بهر ربودن دوست دارم
 ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
با لاله رخی اگر تو را فرصت هست
می نوش به خرمی که این چرخ کهن
ناگاه تو را چو خاک گرداند پست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *