+ - x
 » از همین شاعر
1 دارنده چو ترکیب طبایع آراست
2 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
3 چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
4 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
5 ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست
6 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
7 زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
8 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
9 من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
10 بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی

 » بیشتر بخوانید...
 هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
 لبِ تنهایی ات بنشین خیابان را تماشا كن
 در بیصدایی
 قصه سنگ و خشت
 ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
 مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
 رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
 اشک گلگون

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *