+ - x
 » از همین شاعر
1 برخیز و مخور غم جهان گذران
2 خاکی که به زیر پای هر نادانی است
3 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
4 در دهر هر آن که نیم نانی دارد
5 تا چند زنم بروی دریاها خشت
6 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
7 بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
8 بنگر به جهان چه طرح بر بستم، هیچ
9 دشمن به غلط گفت من فلسفیم
10 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

 » بیشتر بخوانید...
 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
 تا بر لب من آه شرر باری هست
 ای که با سلسله زلف دراز آمده ای
 خانه سرخ است
 صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
 یا ساقی الحی اسمع سالی
 وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
 اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی
 چه عیدست اینکه قربانت نگشتم
 تلاش کرگسان

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *