+ - x
 » از همین شاعر
1 دریاب که از روح جدا خواهی رفت
2 چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
3 پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
4 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
5 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
6 در دهر چو آواز گل تازه دهند
7 بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
8 از آمدنم نبود گردون را سود
9 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
10 مهتاب به نور دامن شب بشکافت

 » بیشتر بخوانید...
 گر از شراب دوشین در سر خمار داری
 اول نظر ار چه سرسری بود
 صبر با عشق بس نمی آید
 رو رو که از این جهان گذشتی
 در میان کارتون ها
 می روم هر لحظه از خود روبروی کیستم؟
 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
 پنجره
 پل
 انتخاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
بشکستن آن روا نمیدارد مست
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
از مهر که پیوست و به کین که شکست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *