+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پیر خردمند پگه تر برخیز
2 در پرده اسرار کسی را ره نیست
3 گویند هر آن کسان که با پرهیزند
4 مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
5 این قافله عمر عجب میگذرد
6 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
7 اکنون که گل سعادتت پربار است
8 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
9 من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
10 از بودنی ایدوست چه داری تیمار

 » بیشتر بخوانید...
 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
 خلق
 امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
 در سرزمین های دیگر
 رسید ترکم با چهره های گل وردی
 باش خوشدل که دگر بار بهاران آمد
 برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
 ز فسانهٔ لب خامش که رسید مژده به گوش ما
 ز آن می که حیات جاودانیست بخور

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
بشکستن آن روا نمیدارد مست
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
از مهر که پیوست و به کین که شکست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *