+ - x
 » از همین شاعر
1 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
2 دارنده چو ترکیب طبایع آراست
3 افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
4 هرگز دل من ز علم محروم نشد
5 برخیزم و عزم باده ناب کنم
6 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
7 برخیز و بیا بتا برای دل ما
8 در پرده اسرار کسی را ره نیست
9 افسوس که نامه جوانی طی شد
10 هم دانه امید به خرمن ماند

 » بیشتر بخوانید...
 راگ وسواس
 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
 سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 مطرب جان های دل برده
 یا من لواء عشقک لا زال عالیا
 تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش ترست
 بیست و ششم
 سیه چادر مرا پنهان ندارد
 مست شبرو

۲.۳
امتیاز: ۲.۳ | مجموع آراء: ۳

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *