+ - x
 » از همین شاعر
1 از جمله رفتگان این راه دراز
2 از بودنی ایدوست چه داری تیمار
3 گویند هر آن کسان که با پرهیزند
4 دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
5 بر پشت من از زمانه تو میاید
6 آنها که کهن شدند و اینها که نوند
7 می خوردن و شاد بودن آیین منست
8 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
9 ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
10 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

 » بیشتر بخوانید...
 گلهای اطلسی
 در خاک و خون خزیدی، حتا کفن نداری
 اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست
 قرابه باز دانا هش دار آبگینه
 ای تو آب زندگانی فاسقنا
 زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
 افسوس که من جدا زخاکت مردم
 آمد و رفت
 از آدم تا بوزینه
 ای جهان را دلگشا اقبال عشق

۲.۳
امتیاز: ۲.۳ | مجموع آراء: ۳

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *