+ - x
 » از همین شاعر
1 جامی است که عقل آفرین میزندش
2 بر من قلم قضا چو بی من رانند
3 چون بلبل مست راه در بستان یافت
4 از آمدن بهار و از رفتن دی
5 وقت سحر است خیز ای مایه ناز
6 بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
7 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
8 از جمله رفتگان این راه دراز
9 ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
10 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

 » بیشتر بخوانید...
 جان به فدای عاشقان خوش هوسیست عاشقی
 گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
 کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
 بیا و نعره بزن
 گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
 قره العین منی ای جان بلی
 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
 بین دو بیداری

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
بیدادگری شیوه دیرینه تست
ای خاک اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *