+ - x
 » از همین شاعر
1 ایدل تو به اسرار معما نرسی
2 از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
3 در پرده اسرار کسی را ره نیست
4 آن قصر که جمشید در او جام گرفت
5 از جمله رفتگان این راه دراز
6 گر یک نفست ز زندگانی گذرد
7 از رنج کشیدن آدمی حر گردد
8 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
9 دریاب که از روح جدا خواهی رفت
10 رفتم که در این منزل بیداد بدن

 » بیشتر بخوانید...
 پاس و لحاظ و مردمی مردمان نماند
 جان و جهان می روی جان و جهان می بری
  نهاد عاطفه
 به خیال آن عرق جبین زفغان علم نزدی چرا
 وگاهی زندگی پرواز را ماند
 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
 نیلوفر
 بخش هشتم
 شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را
 تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

امروز ترا دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *