+ - x
 » از همین شاعر
1 نا خورده شراب می خروشیم
2 من مست می عشقم

 » بیشتر بخوانید...
 مرد درخت
 گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
 آمویه
 گر یار لطیف و باوفایی
 از لب یار شکر را چه خبر
 دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
 درخت
 گر در آب و گر در آتش می روی
 بهشتی بهر پاکان حرم هست

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱


نا خورده شراب می خروشیم
خود تا چه کنیم اگر بنوشیم

آنگاه شنو خروشان مستان
این لحظه هنوز ما خموشیم

کو تابش می که پخته گردیم
از خامی خویش چند جوشیم؟

چون می نخرند زهد و تقوا
پس بیهده ما چه می فروشیم

از جام طرب فزای ساقی
یاران همه مست و ما به هوشیم

گر غمزهء مست او ببینیم
هیهات که باز چون خروشیم

هرچند بدو رسید نتوان
لیکن چه کنیم هم بکوشیم

شب خوش بودیم بی عراقی
امروز در آرزوی دوشیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *