+ - x
 » از همین شاعر
1 تو هم مثل من از خود در حجابی
2 برهمن گفت برخیز از در غیر
3 اگر خاک تو از جان محرمی نیست
4 چه زهرآبی که در پیمانه اوست
5 پریدن از سر بامی به بامی
6 دوگیتی را صلا از قرأت اوست
7 گهی جویندهٔ حسن غریبی
8 سجودیوری دارا و جم را
9 درین گلشن
10 فتادی از مقام کبریائی

 » بیشتر بخوانید...
 خواجه غلط کرده ای در روش یار من
 خودی را از وجود حق وجودی
 خزان
 در کوی کی می گردی ای خواجه چه می خواهی
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
 موسیچه از ضیافت باران گریخته
 بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
 بی تميزی رفته رفته زور شد
 ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مسلمانی که داند رمز دین را
نساید پیش غیر الله جبین را
اکر گردون بکام او مگردد
به کام خود بگرداند زمین را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *