+ - x
 » از همین شاعر
1 چه پرسی از نماز عاشقانه
2 مسلمان فقر و سلطانی بهم کرد
3 زمانه فتنه هاورد و بگذشت
4 مشو نخچیر ابلیسان این عصر
5 اگر دانا دل و صافی ضمیر است
6 تو میگوئی که دل از خاک و خون است
7 به پور خویش دین و دانشموز
8 یقین دانم که روزی حضرت او
9 در دل را بروی کس نبستم
10 دو گیتی را بخود باید کشیدن

 » بیشتر بخوانید...
 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
 مطرب عاشقان بجنبان تار
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
 امروز تو خوشتری و یا من
 من اگر پرغم اگر خندانم
 جستجوی تو
 کردم رقم به کلک نفس مد ناله را
 ساقیا شد عقل ها هم خانه دیوانگی
 یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مسلمانی که داند رمز دین را
نساید پیش غیر الله جبین را
اکر گردون بکام او مگردد
به کام خود بگرداند زمین را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *