+ - x
 » از همین شاعر
1 به پور خویش دین و دانشموز
2 دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
3 بشر تا از مقام خود فتاد است
4 اگر خاک تو از جان محرمی نیست
5 بدست من همان دیرینه چنگ است
6 نه نیروی خودی را آزمودی
7 نه از ساقی نه از پیمانه گفتم
8 قلندر میل تقریری ندارد
9 اگر پندی ز درویشی پذیری
10 ندانی تا نباشی محرم مرد

 » بیشتر بخوانید...
 تازه شد از او باغ و بر من
 آبنوش سپیده
 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
 به حق آنک تو جان و جهان جانداری
 انتظار
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش
 خودکاوی
 ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 دل بیمار و خسته ای دارم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شیندم بیتکی از مرد پیری
کهن فرزانهٔ روشن ضمیری
اگر خود را بناداری نگه داشت
دو گیتی را بگرداند فقیری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *