+ - x
 » از همین شاعر
1 چه شیطانی خرامش واژگونی
2 جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
3 بیا بر خویش پیچیدن بیاموز
4 جهان را محکمی از امهات است
5 منه از کف چراغ آرزو را
6 چه حاجت طول دادن داستان را
7 ترا با خرقه و عمامه کاری
8 جوانان را بد آموز است این عصر
9 بیا تا کار این امت بسازیم
10 وصال ما وصال اندر فراق است

 » بیشتر بخوانید...
 شکست دل صدا دارد، ندارد
 اول نظر ار چه سرسری بود
 آمد بهار خرم و آمد رسول یار
 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
 گر جان عاشق دم زند، آتش درین عالم زند
 آتشینا آب حیوان از کجا آورده ای
 آن کیست ای خدای کز این دام خامشان
 شبانه
 باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
 گر تنگ بدی این سینه من

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ترا با خرقه و عمامه کاری
من از خود یافتم بوی نگاری
همین یک چوب نی سرمایهٔ من
نه چوب منبری نی چوب داری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *