+ - x
 » از همین شاعر
1 برهمن را نگویم هیچ کاره
2 جهان را محکمی از امهات است
3 چو اشک اندر دل فطرت تپیدم
4 شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
5 بهشتی بهر پاکان حرم هست
6 جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
7 به هر کو رهزنان چشم و گوش اند
8 مسلمانی که داند رمز دین را
9 برون کن کینه را از سینهٔ خویش
10 منه از کف چراغ آرزو را

 » بیشتر بخوانید...
 رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
 سراندازان همی آیی نگارین جگرخواره
 مادر
 ترکبن طبقا عن طبق مولائی
 آنکه از جمله خاص است بيار
 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
 ببازار عدم بينی زجاج خود نبينی را
 بیستم
 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
 نوازش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بدست من همان دیرینه چنگ است
درونش ناله های رنگ رنگ است
ولی بنوازمش با ناخن شیر
که او را تار از رگهای سنگ است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *