+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا داد این خرد پرور جنونی
2 بیا از من بگیر آن دیر ساله
3 پریشان هر دم ما از غمی چند
4 خوشا روزی که خود را باز گیری
5 دل دریا سکون بیگانه از تست
6 بیا تا کار این امت بسازیم
7 بسا کس اندوه فردا کشیدند
8 چه شیطانی خرامش واژگونی
9 دوگیتی را صلا از قرأت اوست
10 نه از ساقی نه از پیمانه گفتم

 » بیشتر بخوانید...
 برو برو که به بز لایق است بزغاله
 تردید
 درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
 ای قوم بحج رفته کجایید کجایید
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو
 روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
 آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله
 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
 به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
 به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بدست من همان دیرینه چنگ است
درونش ناله های رنگ رنگ است
ولی بنوازمش با ناخن شیر
که او را تار از رگهای سنگ است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *