+ - x
 » از همین شاعر
1 نگرید مرد از رنج و غم و درد
2 یکی از حجرهٔ خلوت برونی
3 خودی را از وجود حق وجودی
4 به ما ای لاله خود را وانمودی
5 دو گیتی را بخود باید کشیدن
6 شیندم بیتکی از مرد پیری
7 بیا ساقی بیارن کهنه می را
8 دل دریا سکون بیگانه از تست
9 سجودیوری دارا و جم را
10 حرم جز قبله قلب و نظر نیست

 » بیشتر بخوانید...
 نوش کن جام شراب یک منی
 بمب خوشه ای
 شب وصل است و طی شد نامه هجر
 چی کنم تا که ز هر چیز دل آزاد شود
 در خون دلم رسید فتوی
 گهی در گیرم و گه بام گیرم
 صد بار بگفتمت نگهدار
 جیغ هایت بنفس می پیچد گوش هایم درازتر شده اند
 من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
 مشاعره

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بیا از من بگیر آن دیر ساله
که بخشد روح با خاک پیاله
اگ آربش دهی از شیشهٔ من
قد آدم بروید شاخ لاله


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *