+ - x
 » از همین شاعر
1 خودی را از وجود حق وجودی
2 اگر دانا دل و صافی ضمیر است
3 گهی جویندهٔ حسن غریبی
4 چه خوش گفت اشتری با کره خویش
5 خرد بیگانهء ذوق یقین است
6 دل ما آتش و تن موج دودش
7 بیا بر خویش پیچیدن بیاموز
8 نپنداری که مرغ صبح خوانم
9 از آن غم ها دل ما دردمند است
10 حرم جز قبله قلب و نظر نیست

 » بیشتر بخوانید...
 دیشب
 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 به باغم لاله شانم، خون بروید
 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
 قلمم زاده نیزار غم است
 ز بیداد نکورویان مریض بستر عشقم
 جان خراباتی و عمر بهار
 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
 روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
 افسانه ی زندگی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

مرا از منطق آید بوی خامی
دلیل او دلیل ناتمامی
برویم بسته درها را کشاید
دو بیت از پیر رومی یا ز جامی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *