+ - x
 » از همین شاعر
1 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
2 در انتحار لحظه ها
3 عشق چیست؟
4 انتظار
5 ملت من
6 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
7 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
8 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
9 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
10 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی

 » بیشتر بخوانید...
 خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
 چه ممکن است که راحت سری برآورد از ما
 سبز و نغز و مغز
 باورشکن
 می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
 هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
 دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
 بیست و دوم
 ای دل بی قرار من راست بگو چه گوهری
 آمد ز نای دولت بار دگر نوایی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *