+ - x
 » از همین شاعر
1 با یاد چشمهای تو
2 انتظار
3 دریا
4 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
5 سفر بخير برو
6 خیال من یقین من
7 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
8 ناودانها
9 من و دریچه ی من
10 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

 » بیشتر بخوانید...
 من بی می ناب زیستن نتوانم
 سماع از بهر جان بی قرارست
 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
 ز لقمه ای که بشد دیده تو را پرده
 امروز سماع است و مدام است و سقایی
 دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
 هر دم ای دل سوی جانان می روی
 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
 با چرخ گردان تیره هوایی
 فرست باده جان را به رسم دلداری

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *