+ - x
 » از همین شاعر
1 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
4 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
5 آزادی
6 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
7 با یاد چشمهای تو
8 مادر
9 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
10 سفر بخير برو

 » بیشتر بخوانید...
 اُحُد (3)
 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
 آن خواجه خوش لقا چه دارد
 هر روز پری زادی از سوی سراپرده
 بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی
 کل عقل بوصلکم مدهش
 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
 طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
 دانه های انار
 شمع دیدم گرد او پروانه ها چون جمع ها

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *